X
تبلیغات
عشق زمینی

عشق زمینی

عاشق مشوید اگر توانید تا در غم عاشقی نمانید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط سارا   | 

نفرين به فاصله!

داشتم فکر مي کردم به ماندن و رفتنت،
نفهميدم چه شد ... ديدم رفته اي

بعد يک دفعه دلم خواست همه ي باورهاي تلخم را بريزم دور؛

"عشق در نرسيدن است. با وصل، عشق مي ميرد
."
نفرين به باورهايم
!
بعد يک دفعه دلم خواست همه ي فاصله ها را پاک کنم؛

"هميشه فاصله اي هست
"
نفرين به فاصله
!
بعد نگاه کردم ديدم، چه تنها شده ام. ديدم چه قدر دلم هوايت را کرده است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط سارا   |